چند روز بود حتی حوصله اومدن اینجا رو هم نداشتم که حرفامو بزنم...
این دانشگاه هم هیچیش رو برنامه نیست... امروز دوباره استاد میکروب شناسی زنگ زد گفت ساعت کلاس این هفته استثنا عوض شده میوفته صبح... کلاس بیوشیمی صبح هم میوفته 2 ساعت عقب تر... امروزم که یه کلاس 4 ساعته اصول و مهارت پرستاری برگزار نشد، استادش نیومد... کی میخوان درس بدن نمیدونم
برچسب: بدون شرح به انگلیسی,بدون شرح سریال,بدون شرح,بدون شرح خنده دار,بدون شرح طنز,بدون شرح ولی تاسف بار,بدون شرح جدید,بدون شرح جالب,بدون شرح عاشقانه,
نویسنده: بهنام پورحسین
برچسب:
نویسنده: بهنام پورحسین
همه شیمیایی شده ایم، تو این هوای آلوده، هوایی که باید در آن به دانشگاه و سرکار و هزار جای دیگر برویم، احساس خفگی میکنن، کاش زودتر برسم خونه و کمی تنفس بکشم و یک چای بخورم...انگار که راه قد کشیده و نمی رسیم به مقصد لعنتي
برچسب: شیمیایی حلبچه,شیمیایی سردشت,شیمیایی رازی,شیمیایی سوریه,شیمیایی در سوریه,شیمیایی فارس,شیمیایی مرتضی,شیمیایی فر,شیمیایی بهداد,شیمیایی رازی ماهشهر,
نویسنده: بهنام پورحسین
برچسب: چرا اینجوریه,چرا اینجوریه بندرگز,چرا دنیا اینجوریه,چرا زندگی اینجوریه,چرا زندگیم اینجوریه,
نویسنده: بهنام پورحسین
سرمم درد میکنه... احساس میکنم توش چر هواس.. شاید بخاطر سرما خوردگیه...
کلا یه جوریم... احساس میکنم هرچی سرب و سم تو دنیا هست تو بدن منه...
برچسب: داغونم,داغون,داغون بول,داغون به انگلیسی,داغونم کردی,داغونم خدا,داغونم مثل,داغون چت,داغونم امشب,
نویسنده: بهنام پورحسین
سلام...
هر شب اینجا من حرفامو میزنم تا شاید یکم بتونم آرام تر باشم
دیشب فیلم سر به مهر رو دیدم و خوشم اومد. گفتم شاید بد نباشه منم همچین کاری رو بکنم
امشب منتظر اولین مطلبم باشید.. اگه خوشتون اومد به دوستاتون هم بگید بیان اینجا
برچسب: سلام,سلام دانلود,سلام عليكم,سلامتك,سلامتی,سلامات,سلام بمبئی,سلام دانك,سلام صبح بخیر,سلامت,
نویسنده: بهنام پورحسین
این اولین پسته...
خستم... از صبح بیرون بودیم... یه گردش خانوادگی... اول دوس داشتم برم ولی بعدش پشیمون شدم
شاید بخاطر اینه که فکرم مشغوله...
دعا کنید درست شه
برچسب: مطلب اول مهر,مطلب اول وبلاگ,مطلب برای اول مهر,مطلب درباره اول مهر,مطلب در مورد اول مهر,مطلب درموردشب اول ازدواج,مطلب درموردانجمن اولیاومربیان,مطلب عشق اول,مطلب زیبا برای اول مهر,مطلب برای روز اول مدرسه,
نویسنده: بهنام پورحسین
شاید امشب مهمون داشته باشیم... شاید که تقریبا باید بگم حتما داریم. ازشون بدم میاد
... کاش نیان. یعنی میشه...
حداقل الان وضعیت جوری که دوس دارمه.... هوای ابری و چراغای خونه خاموش.. کسی نیست بگه خونه تاریکه
... وای شبو بگو.. باید تحملشون کنم...
برچسب: ای خدای پر عطای ذوالمنن,ای خدا,ای خدا دلگیرم ازت,ای خدا دلم گرفته,ای خدای مهربون دلم گرفته,ای خدا هایده,ای خدا عارف,ای خدایی که خالق خرسی,ای خدا دلم تنگ اومده,ای خدا کمکم کن,
نویسنده: بهنام پورحسین
برچسب: این گره بگشودنت دیگر چه بود,اين گره بگشودنت ديگر چه بود,بگفت این چشم دیگر دارمش پیش,این کتابی نیست چیز دیگر است,این کتابی نیست چیزی دیگر است,
نویسنده: بهنام پورحسین